کامران

نظرات شخصی

کامران

نظرات شخصی

مشخصات بلاگ
کامران

مقیم شد به خرابات و جمله رندان را
خراب کرد و نشد از شراب باری سیر

۶ مطلب در مرداد ۱۳۹۵ ثبت شده است

نفس بر آمد و کام از تو بر نمی آید

فغان که بخت من از خواب در نمی آید

صبا به چشم من انداخت خاکی از کویش

که آب زندگیم در نظر نمی آید

قد بلند تو را تا به بر نمیگیرم

درخت کام و مرادم به بر نمی آید

مگر بروی دلارای یار ما ور نی

به هیچ وجه دگر کار بر نمی آید

مقیم زلف تو شد دل که خوش سوادی دید

وزان غریب بلا کش خبر نمی آید

ز شست صدق گشادم هزار تیر دعا

ولی چه سود یکی کارگر نمی آید

بسم حکایت دل هست با نسیم سحر

ولی به بخت من امشب سحر نمی آید

درین خیال بسر شد زمان عمر و هنوز

بلای زلف سیاهت بسر نمی آید

ز بس که شد دل حافظ رمیده از همه کس

کنون ز حلقه زلفت بدر نمی آید

  • ح م کامران نیرومند

هست بشیم و هست بشیم

به رقص آییم و ناخورده مست بشیم

بریم بالا و بالاتر و بالاتر

آسمان چشم نگران من و تو

پایین نمانیم چرا پست بشیم؟

بیا امشب تا سحر در خواب

و فردا به بیداری روز هست بشیم 

  • ح م کامران نیرومند

بیا با هم بچه بشیم

با هم بودن میسر نبود خیالش را میسر بشیم

خیال بچگی ها از کاغذ چه موشکها میساخت 

سوار بر موشکها خلبان فضا نورد بشیم 

از باد سبقت بگیریم 

از بودها بگذریم و هست بشیم

  • ح م کامران نیرومند

زندگی خوبی دارد، از آن حرفهایی که شبیه مرغ همسایه است که میگویند غاز است، هرچند امروزه غاز هم پرورشی شده. تلاش برای زنده بودن و زنده ماندن خوب است با چند تا اما و اگر. زنده باشم که چی؟! تعریف از زندگی و حیات در قالب مدرن همین خاک است و همین چند سال چه یک چه هزار میگذرد. اگر از خاک تولید شدیم و خاک میشویم و بازیافت هم جذب و تولید خاکی است چه اهمیتی دارد، وقتی بیمار شوم دیگر پزشک و درمان چه بیهوده به نظرم می آید. ولی زندگی بالاتر از این حرفهاست و جهانی دیگر هست که انسان عاقبت خود را از همین خاک بنا میکند. خواب واقعا نمایشی هرچند بسیار مختصر از زندگی و حیات است و در بیداری بدون هیچ ماده مخدر و مستی آور به نوعی شکلی خارج از دنیا میبینم، که بیست سال پیش دیدم، دیگر این تعاریف مدرن و پیش و پس آن بسیار ناقص به نظرم رسید و این صحبت ادامه دارد...

زندگی خوب و خوش و سلامت کامل داشته باشید انشاالله...


دریافت

  • ح م کامران نیرومند

کسب و کار را جدی نمی گیریم. تجارت موقت وجود ندارد، تاجر موقت هست.

تردید؛ هروقت در زندگی تنها هدفم این باشد که بدهکار نباشم پس به خود و کارم ایمان ندارم.

وقت خود را صرف آموختن کار نمی‌کنم تا در آن استاد شوم. باید با تمام ابعاد کار آشنا شوم.

فکر میکنم که زود پولدار شوم. اگر خواهان موفقیت در کار هستم باید مثل کشاورز فکر کنم.

عدم تمرکز؛ همه افراد موفق متمرکز هستند، تمرکز بر نقاط قوت.

نمیدانم کار خود را به خوبی معرفی کنم.

نگاهی به آینده ندارم، دیدن امروز فقط برای امروز یعنی شکست.

نداشتن بینش و بصیرت؛ همه توفیقات با بینش و بصیرت آغاز میشود.

  • ح م کامران نیرومند

کدخدامان به خرابات همان ساقی وبس 

کدخدا اوست خدا اوست همین را دانیم ...


دریافت

  • ح م کامران نیرومند