فصل بازی های پشت و رو، پیش و پس؟!
فصل انتخابات و بازیهایی که حال من را بد میکند. بازی با مهره آقای هاشمی رفسنجانی از یک طرف و تلاش در به انفعال کشیدن رهبری انقلاب هرچند جدید نیست ولی رنگ و رویی جدید به سبکی زیرکانه تر از گذشته یافته است. در مورد آقای هاشمی نمیدانم که ایشان حواس پرتی گرفته یابازیچه چندتا بزمجه و آفتابپرست شده، و عده ای هم دست پیش میگیرند تا پس نیافتند. دو قطبی کردن چندان کارامدنیست، پس دستش ده چند جانبه شده، کفتارهایی که شیر نر را محاصره میکنند و هریک از هر طرف گاز میگیرند تا شیر کلافه و بی رمق بیافتد و آنگاه بدرند و بروند سراغ دیگران. دموکراسی در تعریف قشنگ به نظر میرسد ولی اشکالاتی دارد که آن را ضعیف میکند و تبدیل به حاکمیت اکثریت تابع تعارف و تظاهر به اقلیت عقل و بینش میشود. در سیستم جمهوری اسلامی این اصل ولایت فقیه ورهبری است که تعادل دموکراسی معروف را برقرار میکند، که برای برانداختن نظام ایران این اصل باید پامال و نابود شود. اقتصاد که زندگی شخصی و اجتماعی را تحت تأثیر قرار میدهد امروز بیشتر از گذشته در بازیهای سیاسی ایران به کار میرود و مردم را کلافه کرده است، ای آنهایی که پر اشتها میخورید و میل میکنید و باقی را هم حیف میکنید، زهرمار و دردجانتان شود. وقتی بینش یک ملت به نوک دماغشان محدود شود آنگاه لیاقتشان همان عصا و هویج گندیده است. در گوش بچه های فاسد خود لالایی کدخدا میاد و اعتصاب غذا بخوانید، خوابیده ها را بیشتر خواب کنید، غم این خفته چند خواب در چشم ترم میشکند، چرا نمیتراود مهتاب و نمیدرخشد شبتاب؟
وبلاگ زیبایی دارین :)
ممنون میشم به وبلاگ منم بیاین و نظر بدین و دنبالم کنین....
یلداتونم مبارک :)