کامران

نظرات شخصی

کامران

نظرات شخصی

مشخصات بلاگ
کامران

مقیم شد به خرابات و جمله رندان را
خراب کرد و نشد از شراب باری سیر

او به دست من و کورانه به دستش جستم// من به دست وی و از بی خبران پرسیدم

ساده دل بودم و یا مست و یا دیوانه // ترس ترسان ز زر خویش همی دزدیدم

...  از غزل ۱۶۲۸ ( ۱۵ آذر ۹۵ )

----------------

ببین دلی که نگردد ز جان سپاری سیر// اسیر عشق نگردد ز رنج و خواری سیر

ز زخمهای نهانی که عاشقان دانند// به خون درست و نگردد ز زخم کاری سیر

مقیم شد به خرابات و جمله رندان را// خراب کرد و نشد از شراب باری سیر ...

هوای تو چو بهارست و دل ز توست چو باغ// که باغ می نشود از دم بهاری سیر...

« از غزل ۱۱۵۲» (۱۸ آذر ۹۵)

الهی یا ربی دوستت دارم.

------------------------

ای طایران قدس را عشقت فزوده بال ها// در حلقه سودای تو روحانیان را حالها

در ’ لا احب الافلین ‘ پاکی ز صورتها یقین// در دیده های غیب بین، هر دم ز تو تمثالها

افلاک از تو سرنگون، خاک از تو چون دریای خون// ماهت نخوانم، ای فزون از ماه ها و سالها

( به نیت سالگرد ازدواج محمد صلی الله علیه و آله وسلم و خدیجه ام المؤمنین سلام الله علیها)

( غزل دوم از دیوان کبیر)

---------------------------------

ای دریغا که شب آمد همه از هم ببریم// مجلس آخر شد و ما تشنه و مخمور سریم

( غزل ۱۶۵۲ دیوان کبیر) ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۶

---------------------------

ما مست شدیم و دل جدا شد// از ما بگریخت تا کجا شد

چون دید که بند عقل بگسست// در حال دلم گریز پا شد

او جای دگر نرفته باشد// او جانب خلوت خدا شد

در خانه مجو که او هواییست// او مرغ هواست و در هوا شد

او باز سپید پادشاهست// پرید به سوی پادشا شد.

( غزل ۷۲۲ از دیوان کبیر/ ۳ شهریور ۹۶ )