کامران

نظرات شخصی

کامران

نظرات شخصی

مشخصات بلاگ
کامران

مقیم شد به خرابات و جمله رندان را
خراب کرد و نشد از شراب باری سیر

۷ مطلب در مرداد ۱۳۹۶ ثبت شده است

امروز ۲۵ ذی القعده به روز دحوالارض نامیده شده است، روز گسترش زمین. و گفته شده است که در این روز آدم و حوا پایین آمدند و همدیگر را گم کردند تا در روز عرفه همدیگر را یافتند و روز تولد حضرت ابراهیم و حضرت عیسی علیهما تحیت و السلام است. من باور میکنم این گفته ها را که راستگویان گفته اند، البته میتوان شک کرد. یک راه شک برایتان باز میکنم که تاریخ هجری قمری است و در تقویم قمری هر سال قمری ۱۰ روز از سال شمسی عقب میافتد که وقتی به سال شمسی ۳۶ ساله میشوید به سال قمری ۳۷ ساله میشوید. خب که چی؟! که همانا اعمال آدم به نیتهای او وابسته است...

بر سر آنم که گر ز دست بر آید// دست به کاری زنم که غصه سر آید

خلوت دل نیست جای صحبت اضداد// دیو چو بیرون رود فرشته در آید... « حافظ»

  • ح م کامران نیرومند


دریافت

این یکی از غزلیات شمس بود با دکلمه دکتر سروش، شعرهایی که از گذشته ها مانده است پر ثمر و پر اثر است هرچند برداشتهای امروزی بعضی وقتها به بیراهه میرود، حالا چند رباعی از خیام که اسمی آشنا در ایران و جهان است و در گذشته های دور از او به اسم الامام عمر ابن ابراهیم خیامی نیشابوری هم یاد کرده اند... این مطلب بیشتر سر نخی است برای شخصی که آشنا شود با گذشته تا آینده را بهتر در یابد...

نیکی وبدی که در نهاد بشر است// شادی و غمی که در قضا و قدر است

با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل// چرخ از تو هزار بار بیچاره تر است.

و

ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود// نی نام ز ما و نی نشان خواهد بود

زین پیش نبودیم و نبد هیچ خللی// زین پس چو نباشیم همان خواهد بود.

و 

در دهر هر آنکه نیم نانی دارد// از بهر نشست آشیانی دارد

نه خادم کس بود نه مخدوم کسی// گو شاد بزی که خوش جهانی دارد..

و

ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم// وین یک دم عمر را غنیمت شمریم

فردا که ازین دیر فنا در گذریم// با هفت هزار سالگان سر بسریم.

دریافت

  • ح م کامران نیرومند

در جلسه دیروز مجلس ۱۷ مرداد ۹۶ موضوعی مطرح شد که چرا یک نفر از اهل سنت ایران جایگاهی در مراسم تحلیف رییس جمهور نداشت؟! شما نمایندگان عزیز که چنین اعتراضی داشتید خودتان در این مراسم بودید... من هم یک ترکمن سنی مذهب هستم و اینگونه اعتراضات علنی در پخش مستقیم رادیویی را قبول ندارم... الان هم جلسه علنی مجلس در ردیف ۱۰۶ مگاهرتز رادیو FM در حال پخش است.

  • ح م کامران نیرومند

امروز به نام خبرنگار ثبت شده است، و خبرنگاران روزتان مبارک باد... 

البته هر روز روز خبرنگار است و همان گونه که خبر عرصه وسیعی دارد خبرنگاری هم. هرچند سطحی نگری امثال من باعث بی خبری خیلیها شده، به کفها چسبیده ام و عمق را از یاد برده ام. من خبرنگار نیستم و خیلی عادی تر از عموم شدم.

در ضمن ماه گرفتگی دیشب خیلی زیبا بود، از طریق رادیو چندین بار ساعت این ماه گرفتگی جزئی اعلام شد، چندان اهل تماشای تلوزیون نیستم. وقتی به خواهر کوچکترم گفتم برو ببین او هم رفت و دید همان موقع پدرم پرسید چی میگی و گفتم، او هم گفت آره تو اخبار گفتند، بله گفتند ولی با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمیشود، اگر برنخیزی و نچشی دیگر از دست رفته...

  • ح م کامران نیرومند

مرا سودای آن دلبر ز دانایی و قرایی// برون آورد تا گشتم چنین شیدا و سودایی

سر سجاده ومسند گرفتم من به جهد و جد// شعار زهد پوشیدم پی خیرات اقرایی

در آمد عشق در مسجد بگفت ای خواجه مرشد// بدران بند هستی را چه در بند مصلایی

به پیش زخم تیغ من ملرزان دل، بنه گردن// اگر خواهی سفر کردن ز دانایی به بینایی

بده تو داد اوباشی اگر رندی و قلاشی// پس پرده چه میباشی اگر خوبی و زیبایی

فراری نیست خوبان را ز عرضه کردن سیما// بتان را صبر کی باشد ز غنج و چهره آرایی

گهی از روی خود داده خرد را عشق و بی صبری// گهی از چشم خود کرده سقیمان را مسیحایی

گهی از زلف خود داده به مؤمن نقش حبل الله// ز پیچ جعد خود داده به ترسایان چلیپایی

تو حسن خود اگر دیدی که افزونتر ز خورشیدی// چه پژمردی چه پوسیدی در این زندان غبرایی

چرا تازه نمیباشی ز الطاف ربیع دل// چرا چون گل نمی خندی چرا عنبر نمی سایی

چرا در خم این دنیا چو باده نمی جوشی// که تا جوشت برون آرد ازین سرپوش مینایی

ز برق چهره خوبت چه محروم است یعقوبی// الا ای یوسف خوبان به قعر چه چه می پایی

ببین حسن خود ای نادان ز تاب جان اوتادان// که مؤمن آینه مؤمن بود در وقت تنهایی

ببیند خاک سر خود درون چهره بستان// که من در دل چه ها دارم ز زیبایی و رعنایی

ببیند سنگ سر خود درون لعل و پیروزه// که گنجی دارم اندر دل کند آهنگ بالایی

ببیند آهن تیره دل خود را در آیینه// که من هم قابل نورم کنم آخر مصفایی

عدم ها مر عدم ها را چو میبیند به دل گشته// به هستی پیش می آید که تا دزدد پذیرایی

به هر سرگین کجا گشتی مگس را گر خبر بودی// که آید از سرشت او به سعی و فضل عنقایی

چو ابن الوقت شد صوفی نگردد کاهل فردا// سبک کاهل شود آن کس که باشد گول و فردایی

میان دلبران بنشین اگر نه غری و عنین// میان عاشقان خو کن مباش ای دوست هرجایی

ایا ماهی یقین گشتت ز دریای پس پشتت// بگردان روی و واپس رو چو تو از اهل دریایی

ندای ارجعی بشنو به آب زندگی بگرو// در آ و خوش می رو به آب و گل چه می پایی

به جان و دل شدی جایی که نه جان ماند و نی دل// به پای خود شدی جایی که آنجا دست می خایی

ز خورشید ازل زر شو به زر غیر کمتر رو// که عشق زر کند زردت اگرچه سیم سیمایی

تو را دنیا همی گوید چرا لالای من گشتی// تو سلطان زاده ای آخر منم لایق به لالایی

تو را دریا همی گوید منت مرکب شوم خوشتر// که تو مرکب شوی ما را به حمالی و سقایی

خمش کن من چو تو بودم، خمش کردم بیاسودم// اگر تو بشنوی از من، خمش باشی بیاسایی.

دریافت

  • ح م کامران نیرومند

روز تولد امام علی ابن موسی الرضا مبارک باد بر من و شما.

اگر به مذهب تو خون عاشق است صلاح// صلاح ما همه آنست کان تراست صلاح

  • ح م کامران نیرومند

وقتی چیزی برای گفتن نیست زنده باد حافظ شیراز و فالی؛ 

شراب و عیش نهان چیست کار بی بنیاد// زدیم بر صف رندان و هرچه بادا باد

گره ز دل بگشا وز سپهر یاد مکن// که فکر هیچ مهندس چنین گره نگشاد

ز انقلاب زمانه عجب مدار که چرخ// ازین فسانه هزاران هزار دارد یاد

قدح بشرط ادب گیر زانکه ترکیبش// ز کاسه سر جمشید و بهمن است و قباد

که آگهست که کاوس و کی کجا رفتند// که واقفست که چون رفت تخت جم بر باد

ز حسرت لب شیرین هنوز میبینم// که لاله دمید از خون دیده فرهاد

مگر که لاله بدانست بیوفایی دهر// که تا بزاد و بشد جام می ز کف ننهاد

بیا بیا که زمانی ز می خراب شویم// مگر رسیم بگنجی در این خراب آباد

نمیدهند اجازت مرا به سیر سفر// نسیم باد مصلا و آب رکن آباد

قدح مگیر چو حافظ مگر به ناله چنگ// که بسته اند بر ابریشم طرب دل شاد.

  • ح م کامران نیرومند