کامران

نظرات شخصی

نظرات شخصی

کامران

مقیم شد به خرابات و جمله رندان را
خراب کرد و نشد از شراب باری سیر

میرسد بوی جگر از دو لبم...


دریافت

--------

تلختر جام ای جان، صعبتر دام ای جان// آن بود که مانم، بی تو در تنهایی 

خوش ترین مقصودی، با نواتر سودی// آن بود که گویی: چونی ای سودایی؟ 

پختگان را خمری، بهر خامان شیری// بهر شیره و شیرت، بین تو خون پالایی.

( عکس سیاه سفید بالای صفحه مال حدود ۵۸ سال پیش است و آن خانم مادر ۱۳ یا ۱۴ ساله ام است وپشت سرش کوچکترین دایی ام است که خدارا شکر زنده است ودر کانادا با زن و فرزندانش هستند و به دلایل سیاسی ممنوع الورود به ایران است و حقی از کسی ضایع نکرده و کسی را نکشته است فقط با برخی افراد صاحب قدرت سیاسی مخالف بود)


دریافت

  • ح م کامران نیرومند

نظرات  (۱)

  • آقاگل ‌‌‌‌
  • اینقدر این غزل های مولوی را میگذارید که دست آخر مارو شهید کنید :)
    عالی عالی.
    .
    اتفاقا برام سوال بود که اون تصویر و شعر بالاش چیست؟ 
    پاسخ:
    دوستی دارم که حدود ۱۵ سال بزرگتر است و چهار سال در جنگ شرکت داشت و آنقدر ترکش و گلوله در بدنش بود ولی الان غیر از دو تا ترکش نداره که نمیشه در آورد، چند بار هم شیمیایی شده به لطف آلمان و انگلیس، مازنی تباره، گاهی به من سر میزنه دو دفعه آخر میگفت چطور اینقدر لاغر مردنی شدنی ولی چهره ات خیلی نورانیه، گفتم: داداش شوخی نکن مردنی هستم ولی چهره ام فقط رنگ مرده متحرک داره، خیلی ناراحت شد، من فکر میکردم واقعا داره شوخی میکنه... به هر حال یه جک بگم بخندی: « جک»
    آقاگل، ای ولله

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی